اکنون زمان آن رسیده است تا از یکی از مهم ترین معرفیهای گوشی هوشمند سال ۲۰۲۶، یعنی گلکسی S26 اولترا، جدیدترین نسخه از سری پرچمدار سامسونگ، استقبال کنیم.
قیمت S26 اولترا
| 256GB 12GB RAM | آمازون | 1099.99 دلار |
| 256GB 12GB RAM | سایت سامسونگ | 1300 دلار |
| 512GB 12GB RAM | آمازون | 1240 دلار |
| 512GB 12GB RAM | سایت سامسونگ | 1500 دلار |
| 1TB 12GB RAM | آمازون آلمان | 1376 یورو |
| 1TB 12GB RAM | سایت سامسونگ | 1799.99 دلار |
مشخصات S26 Ultra
| تکنولوژی شبکه | GSM – HSPA – LTE – 5G – CDMA – EVDO |
| ابعاد (میلیمتر) | 163.6×78.1×7.9 |
| وزن (گرم) | 214 |
| قاب جلو | شیشه |
| قاب پشت | شیشه |
| فریم | آلومینیوم |
| تعداد سیم کارت | 2 |
| نوع سیم کارت | Nano-SIM |
| پشتیبانی از eSIM | دارد |
| رتبه IP | 68 |
| نوع صفحه نمایش | Dynamic LTPO AMOLED 2X, 120Hz, HDR10+, 2600 nits (peak) |
| اندازه صفحه نمایش | 6.9inches, 115.9cm2 (~90.7% screen-to-body ratio) |
| رزولوشن صفحه نمایش | 1440x3120pixels, 19.5:9ratio (~500 ppi density) |
| محافظ صفحه نمایش | Corning Gorilla Armor 2, Mohs level 6 |
| سیستم عامل | Android 16, up to 7 major Android upgrades, One UI 8.5 |
| تراشه (چیپست) | Qualcomm SM8850-1-AD Snapdragon 8 Elite Gen 5 (3 nm) |
| پردازنده | Octa-core (2×4.74 GHz Oryon V3 Phoenix L + 6×3.62 GHz Oryon V3 Phoenix M) |
| پردازنده گرافیکی | Adreno 840 (1.3GHz) |
| شکاف کارت حافظه | ندارد |
| حافظه – رم | 256GB 12GB RAM |
| حافظه – رم | 512GB 12GB RAM |
| حافظه – رم | 1TB 16GB RAM |
| نوع حافظه | UFS 4.X |
| دوربین اصلی | 200MP, f/1.4, 23mm (wide), 1/1.3″, 0.6µm, multi-directional PDAF, OIS |
| 10MP, f/2.4, 67mm (telephoto), 1/3.94″, 1.0µm, PDAF, OIS, 3x optical zoom | |
| 50MP, f/2.9, 111mm (periscope telephoto), 1/2.52″, 0.7µm, PDAF, OIS, 5x optical zoom | |
| 50 MP, f/1.9, 120˚ (ultrawide), 1/2.5″, 0.7µm, dual pixel PDAF, Super Steady video | |
| ویژگیهای دوربین اصلی | Laser AF, Best Face, Horizon Lock, LED flash, auto-HDR, panorama |
| فیلمبرداری دوربین اصلی | 8K@24/30fps, 4K@30/60/120fps, 1080p@30/60/120/240fps, 10-bit HDR, HDR10+, stereo sound rec., gyro-EIS |
| دوربین سلفی | 12MP, f/2.2, 23mm (wide), 1/3.2″, 1.12µm, dual pixel PDAF |
| ویژگیهای دوربین سلفی | HDR, HDR10+ |
| فیلمبرداری دوربین سلفی | 4K@30/60fps, 1080p@30fps |
| بلندگو | Yes, with stereo speakers |
| جک 3٫5 میلیمتری | ندارد |
| وای فای | Wi-Fi 802.11 a/b/g/n/ac/6e/7, tri-band, Wi-Fi Direct |
| بلوتوث | 6.0, A2DP, LE |
| موقعیت یاب | GPS, GLONASS, BDS, GALILEO, QZSS |
| NFC | دارد |
| اینفرارد | ندارد |
| رادیو | ندارد |
| USB | USB Type-C 3.2, DisplayPort 1.2, OTG |
| اثر انگشت (Finger Print) | دارد |
| تشخیص چهره (Face ID) | ندارد |
| شتاب سنج (Accelerometer) | دارد |
| ژیروسکوپ (Gyro) | دارد |
| مجاورت (Proximity) | دارد |
| قطب نما (Compass) | دارد |
| فشار سنج (Barometer) | دارد |
| فرا پهن باند (UWB) | دارد |
| باتری | Li-Ion 5000 mAh |
| شارژر بی سیم | دارد |
| شارژ معکوس | دارد |
| بنچمارک ها: | AnTuTu: 2627986 (v10), 3892165 (v11) |
| GeekBench: 11566 (v6) | |
| 3DMark: 7744 (Wild Life Extreme) |
تصاویر
معرفی
فراتر از ارتقای اسمی تراشه، به نظر میرسد سامسونگ امسال بیشتر بر ویژگیهای نرم افزاری جدید تکیه کرده تا تغییرات عمده سخت افزاری.
این شرکت نسبت به پیشرفتهای رقبای چینی خود بی تفاوت به نظر میرسد و استراتژی محصولی آن گویی هرگونه فشار بازار برای ارائه نوآوریهای رادیکال را نادیده میگیرد.
شاید دلیل خوبی هم برای این رویکرد وجود داشته باشد؛ فروش سری گلکسی S اولترا در بازارهای کلیدی طی چند سال گذشته ثابت مانده است، پس چرا باید بیش از حد ضرورت، هزینه بیشتری صرف کنند؟
اشتراک فضای پرچمداران ایالات متحده تنها با اپل، مزایای تجاری خاص خود را دارد و سامسونگ نیز حداکثر به رهبرداری را از این موقعیت میکند.
اما این وضعیت ما مصرف کنندگان را در چه جایگاهی قرار میدهد؟
در نگاه اول، این احساس ایجاد میشود که برای یک سال دیگر، همان غذای تکراری سرو شده است.
هم ه چیز کمی نا امید کننده به نظر میرسد، آن هم از سوی سری گوشیهای پرچمداری که الگوی هم ه هستند.
برای کسانی که تحولات را دنبال کردهاند، گلکسی S26 اولترا در واقع بهبودهای معنادارتری نسبت به گلکسی S25 اولترا ارائه میدهد، اما این تفاوت بسیار جزئی است.
سامسونگ ابعاد دستگاه را به طور قابل توجهی تغییر نداده است، اما شاید به دلیل لبه های گردتر، گوشی هنگام برداشتن حس متفاوتی دارد و کمی خوش دستتر به نظر میرسد.
معرفی «نمایشگر حریم خصوصی» (Privacy Display) امسال هم ه را غافلگیر کرد و رهبری سامسونگ در فناوری نمایشگرها را برجسته ساخت.
برای یک سال دیگر، S26 اولترا توسط نسخهای از آخرین تراشه اسنپ دراگون کوالکام، یعنی «اسنپ دراگون ۸ الیت نسل ۵»، با فرکانس کاری بالاتر و به صورت اختصاصی «For Galaxy» تأمین نیرو میشود.
هم چنین شاهد به روز رسانی های کوچکی در بخش دوربین هستیم، مانند پردازش جدید و دیافراگمهای روشنتر برای دوربین اصلی و دوربین تله فوتو ۵ برابری؛ دو تغییری که باید منجر به عملکرد بهتر در نور کم شوند.
همانطور که مرسوم است، سامسونگ همچنان در خط مقدم ویژگیهای هوش مصنوعی موبایل قرار دارد و بار دیگر «Galaxy AI» خود را به روزرسانی کرده است.
اقدامی که با هدف جبران به روزرسانیهای محدود سخت افزاری از طریق ارائه تجربه نرم افزاری غنیتر صورت گرفته است.
در نهایت، گلکسی S26 اولترا شارژ سریعتر را با استاندارد جدید «Super Fast Charging 3.0» با توان حداکثر ۶۰ وات معرفی میکند.
شارژ بیسیم نیز ارتقا یافته و اکنون از توان حداکثر ۲۵ وات پشتیبانی میکند.
از سوی دیگر، دوربین ۳ برابری اکنون از سنسور کوچکتری استفاده میکند و دوربین ۵ برابری به دلیل تغییر از لنز پریسکوپی به لنز معمولی، دارای حداقل فاصله فوکوس بسیار طولانیتری شده است.
ظرفیت باتری طی سالهای متمادی بدون تغییر باقی مانده و گوشی همچنان فاقد آهنرباهای لازم برای شارژ Qi2 است.
رتبه بندی مقاومت در برابر نفوذ آب و گرد و غبار همچنان IP68 است، در حالی که رقبای چینی هم اکنون استانداردهای IP69 و IP69K را ارائه میدهند.
علاوه بر این، گوشی همچنان از پنل ۸ بیتی با تکنیک FRC استفاده میکند و خبری از تکنولوژی کاهش نور PWM با فرکانس بالا نیست؛ دو حذف پایدار که با توجه به تخصص سامسونگ در زمینه نمایشگرها، غیرقابل توجیه به نظر میرسند.
شاید تمام این جزئیات کمی تخصصی و فنی به نظر برسند، اما نکته کلیتری را برجسته میکنند: سامسونگ با وجود اینکه سری S اولترا را به عنوان نهاییترین گوشی هوشمند خود معرفی میکند، اشتیاق خاصی برای پیشبرد جهشهای بزرگ در این دستگاه نشان نمیدهد.
این موضوع ناگزیر شکافی بین انتظارات طرفداران و واقعیت ایجاد میکند.
اینکه آیا این مسئله به یک چالش تبدیل خواهد شد یا خیر، چیزی است که تنها بازار میتواند درباره آن تصمیم بگیرد.
جعبه گشایی
گلکسی S26 اولترا در بسته بندی سادهای عرضه میشود که تنها شامل راهنماهای شروع سریع و یک کابل USB-C به USB-C برای شارژ و انتقال داده است.
اگر به سریعترین سرعت شارژ ممکن نیاز دارید، به یک شارژر با استاندارد Power Delivery با توان حداقل ۶۰ وات و پشتیبانی از پروفایل PPS نیاز خواهید داشت.
سامسونگ با کمال میل چنین شارژری را با قیمتی منطقی به شما میفروشد، اما میتوانید از شارژرهای شخص ثالث نیز استفاده کنید.
طراحی
اگر چه ظاهر کلی گلکسی S26 اولترا تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است، اما بسته به زاویه دید شما، ارتقاها و تنزلهای قابل توجهی در آن مشاهده میشود.
در همان نگاه نخست، طراحی جدید ماژول دوربین جلب توجه میکند؛ اگر چه این طراحی برآمدگی دوربین پیشتر در مدل گلکسی S25 اج (Edge) استفاده شده بود، بنابراین به خودی خود جدید نیست.
هر سه لنز اکنون بالاتر قرار گرفته و نسبت به قبل، برجستگی بسیار بیشتری از بدنه اصلی دارند.
این موضوع هنگام قرار دادن گوشی روی یک سطح صاف، اثر لق زدن آزاردهندهای ایجاد میکند؛ گوشه پایین سمت راست بالا میآید و با ضربه زدن به صفحه نمایش، گوشی شروع به تاب خوردن میکند.
این مشکل کوچک با استفاده از قاب گوشی قابل حل است.
شاید برآمدگی بلندتر دوربین برای جای دادن تمام سختافزارهای عکاسی ضروری بوده است، در حالی که سامسونگ بخشهای دیگر دستگاه را حتی باریکتر از قبل کرده است.
روی کاغذ، کاهش ضخامت از ۸.۲ میلیمتر به ۷.۹ میلیمتر تغییر چندان بزرگی به نظر نمیرسد، اما هنگام برداشتن گوشی، این تفاوت را به وضوح در دست احساس میکنید.
البته این امر ممکن است ناشی از شکل فریم گردتر نیز باشد؛ ما نمیتوانیم با قطعیت بگوییم، اما نتیجه نهایی این است که S26 اولترا خوش دستتر احساس میشود.
جالب اینکه این بهبود ارگونومی علیرغم آن رخ داده که S26 اولترا جدید، با وجود داشتن همان نمایشگر ۶.۹ اینچی، هم پهنتر و هم بلندتر شده است.
گوشهها اکنون گردتر هستند که این نیز گرفتن گوشی را راحتتر میکند.
گوشههای تیز در نسلهای قبلی باعث میشد بدنه بزرگتر از اندازه واقعیاش به نظر برسد.
در مواد ساختاری نیز تغییراتی رخ داده است. فریم S26 اولترا اکنون از «آلومینیوم آرمور ۲» ساخته شده که نسبت به فریم تیتانیومی سال گذشته، یک پسرفت محسوب میشود.
سامسونگ ادعا میکند که خاصیت ارتجاعی آلومینیوم به جذب بهتر ضربه کمک میکند.
با این حال، از آنجا که این تغییر درست پس از آن رخ داد که اپل نیز استفاده از تیتانیوم را در آیفونها متوقف کرد، حدس میزنیم دلیل واقعی این باشد که سامسونگ دیگر نیازی به رقابت با استفاده از آن ماده گرانقیمت برای حفظ توانایی رقابت در بازار نداشته است.
شیشه جلویی همچنان «گوریلا آرمور ۲» همراه با پوشش ضد بازتاب DX است، در حالی که پشت دستگاه از «گوریلا گلس ویکتوس ۲» ساخته شده است.
رتبه بندی مقاومت در برابر نفوذ نیز بدون تغییر باقی مانده و IP68 است که اطمینان میدهد گوشی ضد گرد و غبار بوده و میتواند فرو رفتن در آب تا عمق ۱.۵ متری را به مدت حداکثر ۳۰ دقیقه تحمل کند.
این موضوع S26 اولترا را در موقعیت کمی نامطلوب قرار میدهد، زیرا اکثر رقبای چینی هم اکنون استاندارد IP69 را ارائه میدهند.
با نگاهی به اطراف دستگاه، موارد معمولی مانند دریچه خروجی صدای بلندگوی بالایی، دکمه پاور و کلیدهای تنظیم صدا در سمت راست، و پورت USB-C در پایین دستگاه را مشاهده میکنیم.
در کنار پورت USB، شیار سیم کارت دوگانه (که یکی از آنها هنگام استفاده از eSIM غیرفعال میشود) و هم چنین محل نگهداری قلم S Pen در نزدیکی گوشه سمت چپ قرار دارد.
هیچ تغییری در حسگر اثر انگشت ایجاد نشده است. این حسگر از نوع اولتراسونیک بوده و از نظر ارتفاع در مکانی مناسب قرار گرفته است.
عملکرد آن بسیار خوب است، حتی با نوک انگشتان خیس یا کثیف.
در مورد قلم S Pen نیز غافلگیری وجود ندارد. همان طراحی کلاسیک حفظ شده است، اما قابلیتهای بیسیم آن که از سال گذشته حذف شده بودند، همچنان غایب هستند.
گزینههای رنگی موجود برای کل سری گلکسی S26 شامل شش رنگ است: مشکی، بنفش کبالتی، آبی آسمانی و سفید، به هم راه دو رنگ اختصاصی فروش آنلاین: نقرهای و صورتی طلایی.
در مجموع، ما طرفدار طراحی جدید برآمدگی دوربین و تنزل جنس فریم از تیتانیوم به آلومینیوم نیستیم، اما شاسی باریکتر و گوشههای گردتر، تجربه کاربری و خوش دستی دستگاه را به طور کلی بهبود بخشیدهاند.
بررسی ها
صفحه نمایش
گلکسی S26 اولترا از یک صفحه نمایش LTPO OLED آشنا با اندازه ۶.۹ اینچ و رزولوشن ۱۴۴۰ در ۳۱۲۰ پیکسل بهره میبرد که از نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز پشتیبانی میکند.
این صفحه نمایش همچنین از محتوای HDR10+ پشتیبانی میکند، اما فاقد گواهی Dolby Vision است که بسیاری از رقبای دیگر آن را دارا هستند.
عمق رنگ صفحه نمایش نیز ۱۰ بیتی نیست؛ بلکه پنلی ۸ بیتی با تکنیک FRC (فریم ریت کنترل) است.
علاوه بر این، خبری از تکنولوژی کاهش نور PWM با فرکانس بالا نیز نیست.
از سوی دیگر، ویژگیهای نمایشگری که سامسونگ بر آنها تمرکز کرده است، مزایای عمومی و ملموسی در استفاده روزمره دارند.
پوشش ضد بازتاب DX خوانایی صفحه در محیط بیرون را به طور قابل توجهی بهبود میبخشد.
همچنین ویژگی جدید و برجسته «نمایشگر حریم خصوصی» (Privacy Display)، دید صفحه را از زاویه محدود میکند و مشاهده محتوا توسط افراد دیگر را دشوار میسازد.
از آنجا که ویژگی Privacy Display یک پیاده سازی سخت افزاری است، کنجکاو بودیم ببینیم این ویژگی چه تأثیری بر عملکرد نمایشگر داشته است.
خوشبختانه گزارش میدهیم که صفحه نمایش گلکسی S26 اولترا به همان اندازه قبل روشن است.
در حالت دستی، پنل با فعال سازی تنظیم «روشنایی اضافی» (Extra Brightness) به راحتی از مرز ۷۰۰ نیت فراتر رفت.
در حالت خودکار، پنل OLED روی پچ سفید ۷۵ درصدی استاندارد ما به روشنایی ۱,۴۸۰ نیت دست یافت.
روی پچ ۱۰ درصدی، نمایشگر از ۲,۸۰۰ نیت عبور کرد، به این معنی که عملکرد بسیار خوبی با محتوای HDR خواهید داشت.
حداقل روشنایی ثبت شده تنها ۱.۱ نیت بود که عددی ستودنی محسوب میشود.
سامسونگ دو ویژگی نرم افزاری دیگر را نیز معرفی کرده که تجربه دیداری را ارتقا میدهند.
«ProScaler» وضوح و کنتراست تصاویر و متون را بهبود میبخشد، حتی اگر منبع آنها خودِ گوشی نباشد. این ویژگی با تصاویر و ویدیوها کار میکند.
از طرف دیگر، فناوری «mDNIe» گرادیانهای رنگی را بهبود بخشیده و طیفهای ملایمتر و انتقالهای رنگی زیباتری تولید میکند.
البته میتوان استدلال کرد که سامسونگ باید از یک نمایشگر ۱۰ یا ۱۲ بیتی برای ارائه این گرادیانهای بهتر استفاده میکرد.
ویژگی Privacy Display به طور پیش فرض تأثیری بر روشنایی ندارد، اما با فعال سازی آن اوضاع تغییر میکند.
دریافتهایم که با اعمال Privacy Display، حداکثر روشنایی ممکن در هر سناریویی نصف میشود که با توجه به نحوه عملکرد این فناوری، منطقی به نظر میرسد.
روش پیاده سازی این ویژگی از طریق اعمال یک فیلتر سخت افزاری روی نیمی از پیکسل ها است که اکنون به دو گروه تقسیم شدهاند: «پیکسلهای باریک» (Narrow Pixels) و «پیکسلهای پهن» (Wide Pixels).
پیکسلهای باریک نور را مستقیم به سمت جلو ساطع میکنند، در حالی که پیکسلهای پهن، همان طور که از نامشان پیداست، نور را در زاویهای وسیعتر منتشر میکنند.
بر اساس درک ما، پیکسلهای پهن همان پیکسلهای استاندارد شما هستند، در حالی که پیکسلهای باریک دارای دیوارهای بلندتر در اطراف خود هستند (برای بیان بهتر مفهوم) که مشاهده آنها را از زاویه دشوارتر میکند.
بنابراین، وقتی کلید Privacy Display روشن میشود، روشنایی پیکسلهای پهن به طور قابل توجهی کاهش مییابد.
شاید حتی طبق آنچه زیر میکروسکوپ مشاهده میکنیم، کاملاً خاموش شوند.
بنابراین جای تعجب نیست که وقتی نیمی از پیکسلها کار نمیکنند، روشنایی اوج نیز نصف شود.
با این حال، روشنایی حدود ۸۰۰ نیت روی صفحه با پوشش ضد بازتاب DX سامسونگ، دید خارجی کافی را حتی در یک روز آفتابی و پرنور فراهم میکند.
تراکم پیکسلی نیز هنگام خاموش کردن این پیکسلها کاهش مییابد، همانطور که در عکسهای گرفته شده از پنل OLED تحت میکروسکوپ دیجیتال مشهود است.
به وضوح میتوان دید که با روشن بودن Privacy Display، پیکسلهای کمتری روشن میشوند.
جادوی واقعی ویژگی Privacy Display در این است که میتواند فقط روی مناطق خاصی عمل کند، برخلاف محافظهای صفحه حریم خصوصی.
میتوانید آن را فقط برای اعلانهای ورودی فعال کنید، به طوری که پنجرههای بازشو (pop-ups) برای کسی که در کنار شما ایستاده به سختی قابل مشاهده باشند.
سیستم PINها، رمزهای عبور و الگوها را شناسایی کرده و Privacy Display را فقط برای آن فیلدها فعال میکند.
متأسفانه، این ویژگی فعلاً فقط در برنامههای سیستمی و روی صفحه قفل گوشی کار میکند.
انتظار میرود در آینده از برنامههای شخص ثالث نیز پشتیبانی شود.
در مورد برنامههای شخص ثالث، میتوانید تنظیم کنید که Privacy Display فقط در برنامههای انتخابی فعال شود.
این ویژگی با «Routines» (روتینها) نیز کار میکند. برای مثال، میتوانید تنظیم کنید که Privacy Display فقط زمانی که در دفتر کار هستید یا در ساعت مشخصی از هر روز فعال شود.
همچنین گزینهای به نام «Maximum Privacy Display» وجود دارد که بر کنتراست و باز تولید رنگ نیز تأثیر میگذارد.
برای مثال، رنگهای سیاه خاکستری میشوند و کنتراست به شدت افت میکند.
این حالت خیره شدن دیگران به صفحه شما را بسیار دشوارتر میکند، اما از آنجا که تأثیر زیادی بر تجربه تماشا میگذارد، نمیتوان گفت که برای استفاده دائمی طراحی شده است.
حال، اگر چه این عملکرد جالب و مفید به نظر میرسد، اما «شگفتانگیز» نیست.
در حالت استاندارد Privacy Mode، همچنان میتوانید به طور کلی آنچه روی صفحه است را از زاویه مشاهده کنید.
تنظیم Maximum Privacy است که آن را واقعاً «خصوصی» میکند، هر چند تجربه تماشا به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
باز تولید رنگ، روشنایی و زوایای دید همگی مشابه نسل قبلی هستند. گزارشهای اولیه آنلاین حاکی از تفاوت در وضوح و تعریف ادراک شده بود.
با این حال، پس از مقایسه دقیق صفحه نمایشهای S26 Ultra و S25 Ultra، میتوانیم بگوییم که چنین نیست، حداقل با خاموش بودن Privacy Display که حالت پیش فرض آن است.
روش مدیریت نرخ نوسازی در سری گلکسی ارائه دو حالت است: «Adaptive» (تطبیقی) و «Standard» (استاندارد).
اگر چه واژهها چندان گویا نیستند، زیرا هر دو حالت تطبیقی هستند و نرخ نوسازی را به طور مداوم تغییر میدهند، اما فقط حالت Adaptive به حداکثر ۱۲۰ هرتز میرسد، در حالی که حالت Standard به ۶۰ هرتز محدود شده است.
به تجربه ما، تفاوتهای کوچکی وجود دارد: اگر در حالت Standard باشید، ویدیوهای ۲۴ فریم بر ثانیه و ۴۸ فریم بر ثانیه با نرخ نوسازی ۶۰ هرتز نمایش داده میشوند، در حالی که در حالت Adaptive، صفحه تلاش میکند نرخ نوسازی را با نرخ فریم هم اهنگ کند.
البته نمیتوان گفت که این تفاوت محسوس باشد. در حالت Adaptive، برای مثال مرورگر کروم، زمانی که صفحه را لمس نمیکنید حتی اگر محتوای متحرک روی صفحه باشد، به ۶۰ هرتز سوئیچ میکند.
عمر باتری
گلکسی S26 اولترا از همان باتری ۵۰۰۰ میلیآمپر ساعتی مدل S25 اولترا در سال گذشته استفاده میکند.
بنابراین، با توجه به یکسان بودن قطر و فناوری صفحه نمایش، انتظار میرود که دوام باتری نیز مشابه باشد.
با این حال، سامسونگ توانسته است از طریق بهینه سازیهای نرم افزاری، عملکرد کمی بهتری از این واحد ۵۰۰۰ میلیآمپر ساعتی استخراج کند.
S26 اولترا در دو آزمون کلیدی – مرور وب و پخش جریانی ویدیو – امتیازی اندکی بهتر از نسل قبلی خود کسب کرده است.
اما اگر چه امتیاز «استفاده فعال» (Active Use Score) معادل ۱۶ ساعت و ۲۳ دقیقه، نسبت به قبل بهبود یافته و به خودی خود قابل قبول است، اما همچنان فاصله زیادی با رقبای چینی و اپل دارد.


سرعت شارژ
گلکسی S26 اولترا اکنون از پروتکل ارتقا یافته «Super Fast Charging 3.0» پشتیبانی میکند.
این فناوری بر پایه پروتکل Power Delivery (PD) با پروفایل خاص PPS (۳ آمپر/۲۰ ولت) بنا شده است، بنابراین به هیچ وجه انحصاری نیست.
هر شارژر USB-PD با توان ۶۰ وات که از این پروفایل پشتیبانی کند، باید بتواند سریعترین سرعت شارژ ممکن را که گوشی قادر به پذیرش آن است، فراهم آورد.
البته سامسونگ هم اکنون شارژر ۶۰ واتی اختصاصی خود را به فروش میرساند و ما برای این آزمایش یکی از آنها را تهیه کردیم.
برخلاف شارژرهای ۴۵ واتی، این مدل بدون کابل عرضه میشود، اما نیازی به کابل اضافی ندارد، زیرا کابل ۳ آمپری موجود در جعبه گوشی برای دستیابی به حداکثر توان کافی است.
شارژ بیسیم نیز ارتقا یافته و اکنون میتواند طبق استاندارد Qi نسخه ۲.۲ به توان حداکثر ۲۵ وات دست یابد.
شایان ذکر است که گوشی فاقد هرگونه آهنربای داخلی است؛ بنابراین تنها در صورت استفاده از قاب مغناطیسی که کویل شارژ را به درستی تراز کند، میتوانید به این سطح از توان شارژ دسترسی پیدا کنید.
قابلیت شارژ معکوس بیسیم با توان ۴.۵ وات نیز همچنان وجود دارد، اما همانند گذشته، گوشی ممکن است نتواند فرآیند شارژ را برای همه انواع دستگاهها آغاز کند.
در ابتدا نسبت به ارتقای سرعت شارژ سیمی شک داشتیم، زیرا پیشتر شاهد بهبودهای ناچیز و غیرچشمگیر سامسونگ در توان شارژ بودهایم.
عدد ۶۰ وات به طور قابل توجهی بالاتر از حداکثر توان ۴۵ وات نسل قبل به نظر میرسد.
با این حال، سامسونگ ادعا میکرد که پس از ۳۰ دقیقه اتصال به کابل، باتری به ۷۵ درصد ظرفیت میرسد که تنها ۵ درصد سریعتر از آنچه در سیستم شارژ نسل قبلی اندازهگیری کرده بودیم است؛ بنابراین این ادعا نیز امیدهای ما را چندان افزایش نداد.
با این وجود، در آزمایشهای ما روی S26 اولترا، باتری در ۳۰ دقیقه به ۸۴ درصد رسید و در علامت ۱۵ دقیقه، نشانگر باتری مقدار خوبی معادل ۵۱ درصد را نمایش داد.
شارژ کامل تنها ۴۳ دقیقه طول کشید، به این معنی که این ارتقا نه تنها معنادار است، بلکه دستگاه را از این نظر بسیار رقابتیتر میسازد.
در واقع، S26 اولترا اکنون در زمره سریعترین گوشیهای در حال شارژ در کلاس خود قرار دارد، هر چند با یک ملاحظه کوچک. سری اولترا کوچکترین باتری را در میان رقبا (به جز آیفون ۱۷ پرو مکس) دارد.
بنابراین در نهایت، نرخ شارژ میلیآمپر ساعت بر دقیقه آن کمتر از سایر دستگاههاست.
اما بیایید بیش از حد سختگیر نباشیم. توان شارژ S26 اولترا سرانجام به سطحی رقابتی رسیده است.
لازم به ذکر است که ما دستگاه را چندین بار آزمایش کردیم و نتایج با اختلاف چند درصد و چند دقیقه متفاوت بودند. ما بهترین نتیجه ثبت شده در فرآیند شارژ را ارائه میدهیم.
همچنین توان شارژ را اندازهگیری کردیم.
گلکسی S26 اولترا برای مدت زمان قابل توجهی توانی بین ۵۱ تا ۵۳ وات را حفظ کرد و سپس آن را به حدود ۴۰ وات کاهش داد.
جریان برق در هیچ مرحلهای از ۳ آمپر فراتر نرفت، بنابراین برای دستیابی به این زمانهای شارژ، نیازی به کابل قویتر ۵ آمپری ندارید.
ما هم چنین تلاش کردیم S26 اولترا را با یک شارژر ۶۷ واتی شخص ثالث شارژ کنیم و به زمانهای شارژ مشابهی دست یافتیم که ثابت میکند سیستم شارژ در اینجا هیچ جنبه انحصاری ندارد.
تا زمانی که یک شارژر USB PD داشته باشید که از پروفایل PPS با مشخصات ۳ آمپر/۲۰ ولت پشتیبانی کند، همه چیز آماده استفاده است.
گلکسی S25 اولترا در منوی خود تنها یک تنظیم کلی برای «مراقبت از باتری» (Battery Care) دارد، اما پس از فعال سازی، رویکردی چندلایه را در اختیار کاربر قرار میدهد
حالت «پایه» (Basic) از شارژ مداوم تا ۱۰۰ درصد جلوگیری میکند.
اگر گوشی را برای مدت طولانی به شارژر متصل نگه دارید، این حالت صبر میکند تا سطح باتری به زیر ۹۵ درصد برسد و سپس مجدداً شروع به شارژ کردن میکند.
حالت «حداکثر محافظت» (Maximum) سطح شارژ را به یک حد سفارشی محدود میکند و شما میتوانید یکی از درصدهای ۸۰، ۸۵، ۹۰ یا ۹۵ را انتخاب کنید.
در مقابل، حالت «تطبیقی» (Adaptive) طوری طراحی شده است که در طول شب و هنگام خواب، از سقف تعیین شده در حالت «حداکثر» استفاده کند و درست قبل از بیدار شدن شما، به حالت «پایه» تغییر وضعیت دهد.
همچنین گزینههایی برای غیرفعال سازی کامل شارژ سریع وجود دارد (تنظیمات جداگانه برای شارژ سیمی و بیسیم).
بلندگوها
گلکسی S26 اولترا مجهز به مجموعهای از بلندگوهای استریو هیبریدی است.
یک بلندگو در بالا قرار دارد که پشت دریچهای کوچک به عنوان گوشی مکالمه (earpiece) عمل میکند و دیگری در پایین دستگاه قرار گرفته که بلندگوی اصلی است.
از نظر بلندی صدا، گلکسی S26 اولترا امتیاز ۲۵.۹- LUFS را کسب کرده است که همچنان در رده «بسیار خوب» طبقهبندی میشود، اما نسبت به گلکسی S25 اولترا در سال گذشته کمی آرامتر است.
با این حال، ما دریافتیم که تنظیمات صوتی (tuning) جدید نسبت به سال گذشته کیفیت بهتری دارد.
اگر چه تغییر محسوسی در فرکانسهای پایین (بیس) مشاهده نشد، اما متوجه شدیم که ترکهای صوتی کمتر متمایل به صدای خواننده (vocal-heavy) و جیغ مانند هستند.
سامسونگ S26 اولترا این بار تنظیمات بلندگوی متعادلتری دارد و یکی از بهترین بلندگوها را در کلاس خود ارائه میدهد.
با این وجود، آیفون ۱۷ پرو مکس همچنان پادشاه این دستهبندی باقی مانده است.

نرم افزارها
گلکسی S26 اولترا با رابط کاربری One UI 8.5 که بر پایه اندروید ۱۶ ساخته شده است، به صورت پیش فرض عرضه میشود.
این نسخه از نظر بنیادین تفاوت چندانی با One UI 8.0 اصلی که در اواسط سال ۲۰۲۵ هم زمان با دستگاههای گلکسی Z Fold7 و Flip7 معرفی شد، ندارد، اما مجموعهای از ویژگیهای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی را اضافه کرده است.
این موضوع با توجه به تغییرات تدریجی شماره نسخه، قابل انتظار بود.
سیاست فعلی پشتیبانی نرم افزاری سامسونگ بیان میکند که سری گلکسی S مشمول ۷ به روزرسانی عمده سیستم عامل و ۷ سال به روزرسانیهای امنیتی است.
اکنون به بررسی «Galaxy AI» بپردازیم که همچنان محور اصلی ویژگیهای این دستگاه است.
برای شروع، Galaxy AI ارتقا یافته اکنون با نسخهای بسیار بهبود یافته از دستیار مجازی «Bixby» هم راه است.
دستیار مجازی سامسونگ نه تنها هوشمندتر، بلکه کاربردیتر شده است.
این دستیار توانایی درک بهتر زمینه مکالمه و زبان طبیعی را دارد و قابلیت انجام جستجوهای وب مرتبط را کسب کرده است.
Bixby میتواند اطلاعات زنده و به روز را از وب مستقیم در رابط کاربری خود نمایش دهد.
علاوه بر این، هنگامی که از آن کمک میخواهید، Bixby میتواند شما را به تنظیمات یا برنامههای سیستمی مرتبط هدایت کند.
این دستیار تنها به ارائه دستورالعملهای اولیه بسنده نمیکند؛ بلکه پرسش یا مشکل شما را درک کرده و شما را به تنظیمات خاصی که نیاز به تغییر دارند، راهنمایی میکند.
حتی نیازی نیست نام تنظیمات یا ویژگی مورد نظر خود را بدانید؛ کافی است مشکل خود را بیان کنید تا راهحل را دریافت نمایید.
کاربران دیگر نیازی ندارند ساختار منوهای دستگاه را یاد بگیرند یا اصطلاحات خاصی را به خاطر بسپارند تا کارهای خود را انجام دهند.
برای مثال، میتوانید به Bixby بگویید که صفحه نمایش چشمانتان را اذیت میکند یا بپرسید چرا هنگام استفاده از دستگاه، روشنایی صفحه کاهش مییابد.
Bixby سپس تنظیمات خاصی را که مشکلات شما را حل میکنند، نشان خواهد داد.
سامسونگ ادغام عمیقتری با هوش مصنوعی «Perplexity» نیز معرفی کرده است.
با گفتن عبارت «Hey, Plex»، میتوانید Perplexity را فراخوانی کرده و یک گفتگو یا جستجوی سریع را آغاز کنید.
Perplexity حتی به برنامههای سیستمی و شخص ثالث دسترسی دارد و میتواند گردشهای کاری چندمرحلهای را اجرا کند.
در این مورد، ما از Perplexity خواستیم یک رویداد تقویم ایجاد کند و جزئیات آن را از طریق ایمیل ارسال نماید.
آیا «Now Brief» را که با One UI 8.0 معرفی شد، به خاطر دارید؟ سامسونگ اکنون آن را کمی کاربردیتر کرده است، زیرا اطلاعات بیشتری را از برنامهها استخراج میکند که به معنای ارائه اطلاعات زمینهای بیشتر به کاربر است.
«Now Nudge» عملکرد جدیدی است که برخی از وظایف خسته کننده را بر عهده میگیرد.
این ویژگی پیامهای روی صفحه را ردیابی کرده و اقدامات مرتبط را پیشنهاد میدهد.
برای مثال، اگر در حال چت کردن درباره برنامهها با دوستی هستید، Now Nudge پیشنهاد میکند که جلسه را به تقویم خود اضافه کنید و شاید حتی رزرو مکانی که شما و دوستتان توافق کردهاید را پیشنهاد دهد.
این موضوع ممکن است مانند یک کابوس حریم خصوصی به نظر برسد، که واقعاً هم میتواند باشد اگر مراقب نباشید.
سامسونگ ادعا میکند که «دادههای این ویژگی تنها روی گوشی شما پردازش میشوند، مگر اینکه رضایت دهید آنها را با سامسونگ یا شرکای آن برای توصیههای بهتر به اشتراک بگذارید.»
بنابراین بهتر است هنگام استفاده از این ویژگی، در کلیکهای مربوط به اعطای رضایت دقت لازم را داشته باشید.
در حال حاضر، Now Nudge فقط در برنامههای پیام رسان پشتیبانی شده کار میکند که شامل Samsung Messages، Google Messages، Google Chat، WhatsApp، WhatsApp Business، KakaoTalk، LINE، Signal، Instagram (پیام مستقیم)، Tango، NTT Docomo Messages و KDDI Messages میشود.
ویژگی «Circle to Search» دیگر مختص گوشیهای گلکسی یا پیکسل نیست، اما به نظر میرسد این گوشیها اولین دستگاههایی باشند که ارتقاهایی در این عملکرد دریافت میکنند.
سامسونگ در مراسم معرفی سری S26، نسخه ارتقا یافته Circle to Search را اعلام کرد که میتواند چندین شیء را هم زمان روی صفحه شناسایی و جستجو کند.
اگر عکسی حاوی یک کت و یک جفت کفش به آن بدهید، به طور هم زمان هر دو را در وب جستجو میکند.
ما گمان میکنیم که این عملکرد ارتقا یافته در آینده نزدیک به دستگاههای اندرویدی بیشتری نیز راه یابد.
ابزار «Photo Assist» در برنامه گالری پیش فرض اکنون با زبان طبیعی کار میکند، بنابراین میتوانید با استفاده از کلمات ساده یا توضیحات کوتاه، عکسهای خود را ویرایش کنید.
این ابزار حتی قادر به انجام ویرایشهای پیچیدهتر نیز هست.
برای مثال، میتوانید عکسی از خودتان بگیرید، در گالری بچرخید و عکسی از پیراهنی که دوستانتان برایتان فرستادهاند را پیدا کنید و از Galaxy AI بخواهید که دو پیراهن را با هم عوض کند تا ببینید چگونه روی شما به نظر میرسد.
با این حال، تجربه ما با این ویژگی متفاوت بود؛ گاهی اوقات به خوبی عمل میکرد و گاهی اوقات در تعویض لباس موفق نبود.
یکی دیگر از ویژگیهای مفید جدید برنامه گالری، جستجوی هوشمندتر اسکرین شاتها است.
هوش مصنوعی محتوای اسکرین شاتهای شما را تحلیل میکند، بنابراین میتوانید جستجویی را برای یافتن چیزی خاص آغاز کنید.
نوار جستجو، جستجوی سریع را برای اسکرین شاتهای خاص ارائه میدهد.
دیگر نیازی به پیمایش بی پایان برای آن اسکرین شات خاصی که دو ماه پیش گرفتهاید و اکنون در اعماق کتابخانه عکسهایتان دفن شده است، وجود ندارد.
ابزار «Audio Eraser» که ابتدا ویژگیای مختص دوربین و گالری بود، اکنون در سایر برنامههای شخص ثالث نیز کار میکند.
این ابزار به جای حذف نویز پس زمینه تنها در ویدیوهایی که با گلکسی خود ضبط کردهاید، اکنون میتواند صدای افراد را در برنامههایی مانند اینستاگرام، یوتیوب و نتفلیکس برجسته کند.
احتمالاً پشتیبانی گستردهتری از برنامههای شخص ثالث بیشتر در راه است.
آخرین اما نه کم اهمیتترین مورد، سامسونگ اکنون چیزی به نام «Document Scanner» (اسکنر اسناد) را معرفی کرده است که یک ویژگی بهرهوری محور در داخل برنامه دوربین است.
هنگامی که برنامه دوربین سندی را در نمایاب تشخیص میدهد، بهینه سازی عکس را با شفافتر کردن متن، افزایش کنتراست و به طور کلی شبیهتر کردن عکس به یک اسکن سند واقعی پیشنهاد میکند.
هوش مصنوعی حتی میتواند انگشتان را حذف کرده و چین و چروکهای روی برگه را صاف کند.
رابط کاربری به شما امکان میدهد صفحات را به یک سند واحد ضمیمه کرده و آن را به فایل PDF صادر کنید.
در حالی که تمام این ویژگیها روی کاغذ شگفت انگیز به نظر میرسند، همه نخواهند توانست از حداکثر پتانسیل آنها استفاده کنند.
از آنجا که Galaxy AI تنها با تعداد محدودی از زبانها کار میکند، تجربه شما ممکن است متفاوت باشد، در حالی که مناطق دیگر هیچ سودی از آن نخواهند برد.
عملکرد و بنچمارک
همانند سال گذشته، گلکسی S26 اولترا از تراشه پرچمدار معمولی کوالکام استفاده نمیکند.
این دستگاه به جای آن، از نسخه اورکلاکشده (با فرکانس کاری بالاتر) اسنپ دراگون ۸ الیت نسل ۵ بهره میبرد که سامسونگ آن را «SD 8 Elite Gen 5 for Galaxy» نامیده است.
در حال حاضر، به نظر میرسد سامسونگ انحصار استفاده از این تراشه را خارج از چین در اختیار دارد.
در هر صورت، تراشه با فرکانس بالاتر دارای نام مدل SM8850-AD است، در مقابل نام مدل تراشه استاندارد که SM8850-5-AC میباشد.
پسوند «AD» نشان میدهد که دو هسته اصلی Oryon V3 Phoenix L با فرکانس ۴.۷۴ گیگاهرتز کار میکنند، نه ۴.۶ گیگاهرتز.
شش هسته دیگر از نوع Oryon V3 Phoenix M همچنان با فرکانس ۳.۶۲ گیگاهرتز فعالیت میکنند.
این افزایش جزئی در فرکانسهای کاری در نتایج بنچمارکهای زیر منعکس شده است و عملکرد کمی بهتر تک هستهای و چند هستهای را برای گلکسی S26 اولترا نشان میدهد.
گرافیک Adreno 840 نیز با فرکانس بالاتری کار میکند. نسخه AD این تراشه باید دارای فرکانس گرافیکی ۱۳۰۰ مگاهرتز باشد، در مقایسه با ۱۲۰۰ مگاهرتز در نسخه استاندارد AC.
پیکربندیهای حافظه موجود شامل ۱۲ گیگابایت رم با ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی، ۱۲ گیگابایت رم با ۵۱۲ گیگابایت حافظه داخلی و ۱۶ گیگابایت رم با ۱ ترابایت حافظه داخلی است.
مدلی که ما آزمایش کردیم، مدل پایه با ۲۵۶ گیگابایت فضای ذخیره سازی داخلی بود.
نوع حافظهای که سامسونگ استفاده کرده است، با قضاوت بر اساس سرعت نوشتن متوالی، احتمالاً UFS 4.2 است، اما ممکن است UFS 4.1 نیز باشد.
در هر صورت، این تفاوت بیشتر لفظی است، زیرا اختلاف عملکرد بین UFS 4.1 و 4.2 ناچیز است.
همان طور که ابتدا انتظار میرفت، S26 اولترا در تمام قسمت ها؛ چه پردازنده مرکزی (CPU)، چه پردازنده گرافیکی (GPU) و چه ترکیبی؛ صدرنشین جداول است.
دو هسته اصلی CPU با فرکانس بالاتر و گرافیک کمی تقویت شده، تفاوت خود را در نمودارهای تستهای بنچمارک مصنوعی نشان میدهند.
S26 اولترا به راحتی از رقبای خود که از اسنپ دراگون ۸ الیت نسل ۵ استاندارد یا تراشههای Dimensity 9500 استفاده میکنند، پیشی میگیرد.
همچنین مقایسهای بین تراشه کند Tensor G5 و تراشه «انحصاری» SD 8 Elite Gen 5 وجود ندارد.
با این وجود، ما شک داریم که این موضوع بهبود معناداری در تجربه کلی کاربر ایجاد کند.
پایداری عملکرد
سامسونگ مانور زیادی بر روی سیستم بهبود یافته انتقال حرارت در گلکسی S26 اولترا داد.
این دستگاه دارای یک محفظه بخار (Vapor Chamber) باز طراحی شده است که به خنکسازی باتری در حین شارژ سریع نیز کمک میکند و خود هیتسینک (Heat sink) نیز بزرگتر شده است.
با این حال، ما در تستهای فشار پردازنده مرکزی (CPU) و پردازنده گرافیکی (GPU) هیچ بهبود معناداری را نسبت به نسل قبلی مشاهده نکردیم.
علاوه بر این، به نظر میرسد محدودیت حرارتی (Thermal Throttling) اکنون شدیدتر شده است، به طوری که عملکرد CPU به زیر ۵۰ درصد از حداکثر توان خود کاهش مییابد.
همین وضعیت برای GPU در تست استرس ۲۰ دقیقهای 3DMark Wild Life Extreme نیز صدق میکند.
دوربین ها
گلکسی S26 اولترا همچنان مسیر کم مقاومت ترین راه را در پیش گرفته و تغییرات بخش دوربین را به حداقل رسانده است.
در واقع، با یک نگاه اجمالی ممکن است تصور کنید که همه چیز مستقیم از گلکسی S25 اولترا (که خود تفاوت چندانی با نسل قبل از آن نداشت) باز استفاده شده است، اما تغییرات ظریفی وجود دارد.
سنسور دوربین اصلی جزو این تغییرات نیست؛ تصویر بردار ۲۰۰ مگا پیکسلی HP2 ساخت خود سامسونگ بدون تغییر باقی مانده و ریشه آن به گلکسی S23 اولترا در سال ۲۰۲۳ بازمیگردد (راستی، الان سال ۲۰۲۶ است).
آنچه تغییر کرده، دیافراگم لنز است که اکنون روشنتر شده و به f/1.4 رسیده است (در مقایسه با f/1.7 در S25 اولترا)، در حالی که فاصله کانونی معادل ۲۳ میلیمتری همان طور باقی مانده است.
دیافراگم دوربین تله فوتو ۵ برابری نیز گشادتر شده و اکنون f/2.9 است (در مقابل f/3.4 قبلی).
اما این مهمترین تغییر در اینجا نیست.
سامسونگ لنز پریسکوپی را با یک لنز معمولی از نوع ALoP جایگزین کرده است؛ حدس ما این است که ماژول پریسکوپی بیش از حد ضخیم بود و در بدنه باریکتری که سامسونگ هدف گرفته بود، جا نمیشد.
از سوی دیگر، ساخت یک لنز معمولی ALoP با همان فاصله کانونی آسانتر بود؛ بنابراین حتی اگر برجستگی بیشتری داشته باشد، گوشی از نظر فنی باریکتر است.
آنها تلاش زیادی برای جلب توجه به این تغییر نمیکنند، اما تأثیر آن در چند زمینه مشهود است.
یکی از آنها حداقل فاصله فوکوس است که اکنون ۵۲ سانتیمتر است (در مقابل ۲۶ سانتیمتر در S25 اولترا).
ما طرفدار عکسهای کلوزآپ با لنز تله فوتو هستیم و این ویژگی قبلاً ایدهآل نبود؛ حالا هم اوضاع بهتر نشده است.
جلوه دیگر این تغییر، نحوه رندر کردن هایلایتهای خارج از فوکوس (معروف به توپهای بوکه) است.
لنزهای پریسکوپی آنها را به شکل مستطیلهایی با لبه های دندانهدار نشان میدهند.
در حالی که لنزهای معمولی و این سبک از لنزهای ALoP شکلی گرد را نمایش میدهند که هر چه از مرکز دورتر شوید، به شکل چشم گربه تبدیل میشود.
از یک منظر، این میتواند به عنوان یک توسعه مثبت تلقی شود.
بازگشت به بحث تنزلها (Downgrades)، دوربین تله فوتو ۳ برابری اکنون به سنسور کوچکتری مجهز شده است.
به عبارت دیگر، مدل اولترا در این نسل از همان اندازه سنسوری استفاده میکند که در گوشیهای سری S غیر اولترا استفاده میشود.
این است نوآوری!
برای آنچه ارزش دارد، برنامههای سخت افزاری نام مدلی جدید برای ما گزارش میکنند: 3LD.
این یک سنسور ۱۰ مگاپیکسلی است، اما عکسها در نهایت با رزولوشن ۱۲ مگاپیکسل ثبت میشوند، زیرا این روش سامسونگ است.
دوربین فوق عریض (Ultra-wide) همانند سال گذشته است.
سالی که در آن گذار از یک سنسور رایج RGB بایر ۱۲ مگاپیکسلی به واحد ۵۰ مگاپیکسلی Tetrapixel (Quad Bayer) با حفظ همان اندازه انجام شد.
اینجا نیز چیز هیجانانگیزی برای دیدن وجود ندارد.
دوربین سلفی نیز چهرهای آشنا دارد، اگر چه در این مورد کمتر ناراحت هستیم، زیرا علیرغم مشخصات فنی سادهاش، در عمل عملکرد بسیار خوبی دارد.
با این حال، اگر چه سنسور همانند سال گذشته است، لنز اکنون زاویه دید گشادتری دارد و معادل ۲۳ میلیمتر است (در مقابل ۲۵ میلیمتر در S25 اولترا)، بنابراین هنوز جای بررسی دارد.
کیفیت تصاویر در نور روز
دوربین اصلی
دوربین اصلی گلکسی S26 اولترا عکسهای عالی ثبت میکند.
ما جزئیات ظریف و دقیقی را مشاهده میکنیم که به طور طبیعی بازتولید شدهاند.
مقداری دانهریز (نویز) در سایهها وجود دارد، اما آزاردهنده نیست؛ ما این حالت را به بازنمایی پلاستیکی و بیشازحد صافشده ترجیح میدهیم.
رویکرد پخته و متعادل نسبت به رنگها به این معنی است که سطح اشباع رنگی خوبی بدون افراط دریافت میکنیم و تراز سفیدی خودکار نیز مستعد خطا نیست.
دامنه دینامیکی (Dynamic Range) نیز بسیار خوب است.
مقایسههای مستقیم با نسل قبلی تغییرات چشمگیری را نشان نمیدهد؛ عمق میدان در مدل جدید کمی کمتر است، اما این موضوع تنها در سوژههای بسیار نزدیک مشهود است.
سوژههای انسانی ظاهر خوبی دارند؛ جزئیات چهره به خوبی بازتولید شده و تناژ پوست زنده و پویا است و گرمای ملایمی دارد.
حالت پرتره (Portrait Mode) به شیوهای محافظهکارانه مقدار کمی تاری اضافی اضافه میکند و جای شکایتی نیست.
گلکسی S25 اولترا تمایل داشت تناژهای چهره را خنثیتر نمایش دهد؛ ما بیشتر با گرایشهای گرمتر S26 اولترا هم نظر هستیم.
سامسونگ S26 اولترا هم چنین قادر به ثبت عکسهای ۵۰ مگاپیکسلی با جزئیات فوقالعاده است.
این حالت نور فراوان فضای باز را میطلبد، اما در محیط داخلی نیز عملکرد قابلقبولی دارد.
به طور عجیبی، نتایج زوم ۲ برابری دوربین اصلی که منجر به عکسهای ۱۲ مگاپیکسلی میشود، چندان خیرهکننده نیستند.
یعنی عکسها بد نیستند و از جزئیات معقولی برخوردارند، اما کیفیت جزئیات حالتی پردازششده دارد؛ بافتهای تصادفی با میزان شارپنس (وضوح) کمتر، بهتر به نظر میرسیدند.
گوشی S26 اولترا ممکن است در برخی موارد از نظر جزئیات زوم ۲ برابری برتری جزئی نسبت به S25 اولترا داشته باشد.
هر چند این برتری همیشگی نیست؛ مدل قدیمی تمایل داشت جزئیات بتن یا سوژههای مشابه را مسطح کند.
در حالی که مدل جدید آنها را حفظ میکند، اما پوشش گیاهی تقریباً یکسان به نظر میرسد.
سوژههای انسانی در زوم ۲ برابری نیز عملکرد محکمی دارند؛ جزئیات خوب است و کادربندی نمای نزدیک (Headshot) پرسپکتیو زیبایی ایجاد میکند.
تفاوت زیادی نسبت به S25 اولترا وجود ندارد؛ ممکن است سرنخی از گرمای رنگ در عکسهای S26 اولترا دیده شود، اما ما این موضوع را بیشتر در مقایسه زوم ۱ برابری مشاهده کردیم.
دوربین تله فوتو 3x
دوربین تله فوتوی کوتاه (زوم ۳ برابری) نتایج قابلقبولی ارائه میدهد؛ هرچند اگر واژه «قابل استفاده» را برای یک گوشی سری اولترای گلکسی بپذیریم.
جزئیات ظاهری شارپ شده و ساختاری کمی دانهدار (نویزی) دارند و حس پریمیوم و لوکس بودن را به درستی منتقل نمیکنند.
علاوه بر این، نقد دیگری چندان وارد نیست؛ دامنه دینامیکی و رنگها عالی هستند.
در مقایسه با گلکسی S25 اولترا، اوضاع یکسان است و سنسور کوچکتر در نسل جدید آسیب محسوسی به عملکرد وارد نکرده است.
کیفیت نه چندان درخشان باز تولید جزئیات در عکاسی پرتره نیز ادامه دارد، اما اگر نتوانید تمام لکههای صورت کسی را بشمارید، زیاد آزرده نخواهید شد.
با این حال، ما تصاویر شارپتر را میپسندیم و در اینجا به آن دست نمییابیم.
عکسهای پرتره گرفته شده با زوم ۳ برابری در هر دو نسل بسیار شبیه به هم هستند و S25 اولترا تنها مزیتی ناچیز در میزان تاری پسزمینه دارد.
دوربین تله فوتو 5x
دوربین تله فوتو ۵ برابری ممکن است لنز جدیدی داشته باشد، اما در طول روز بعید است تفاوتهای عمدهای نسبت به مدل قبلی مشاهده کنید.
ما تصاویر خوبی دریافت میکنیم، اما بدون عامل شگفتی خاصی.
جزئیات قابلقبول هستند، هر چند شاید جذابترین باز تولید را نداشته باشند.
دامنه دینامیکی گسترده، تراز سفیدی قابل اعتماد و اشباع رنگی به خوبی تنظیمشده است.
تفاوت اندک یا عدم تفاوتی بین دو مدل وجود دارد.
به نظر ما، دوربین ۵ برابری برای عکاسی پرتره بسیار مناسبتر از دوربین ۳ برابری است.
این دوربین باز تولید جزئیات زیباتری دارد و ما کادربندی بستهتر آن را میپسندیم.
همچنین در نمایش تناژ پوست عملکرد عالی دارد.
مقایسهها با گلکسی S25 اولترا نیز نتیجهای مبهم دارد؛ تفاوت بین دو دستگاه آنقدر نیست که اهمیت خاصی داشته باشد.
حالت ۵۰ مگاپیکسلی دوربین تله فوتو ممکن است بتواند جزئیات کمی بیشتری را ثبت کند.
شما میتوانید با انجام مراحل اضافی در پردازش پس از عکسبرداری (Post-processing)، به عکسهای ۱۲ مگاپیکسلی کمی شارپتر از موارد فوق دست یابید.
سطح زوم ۱۰ برابری نتایج متوسطی ارائه میدهد؛ هیچ چیز چشمگیری نیست.
از نظر جزئیات ثبت شده، بیشتر یا کمتر مشابه عکسهای ۵۰ مگاپیکسلی با زوم ۵ برابری هستند، تنها با میزان شارپنس (وضوح) بسیار بیشتر.
مقایسهها با مدل قدیمی هیچ تفاوت واقعی را در هیچ یک از دو طرف نشان نمیدهد.
نتایج زوم ۳۰ برابری نیز از نظر شارپنس (یا کمبود آن) کاملاً مشابه هستند.
دوربین اولترا واید
عملکرد قابلاعتماد اما غیرچشمگیر در سوی دیگر طیف زوم نیز ادامه مییابد.
عکسهای دوربین فوقعریض (Ultra-wide) جزئیات خوب، دامنه دینامیکی عالی و رنگهای دلنشینی ارائه میدهند.
در مقایسه مستقیم با مدل قدیمیتر، شاید بتوانیم شارپنس و تعریف جزئیات کمی بهتر را تشخیص دهیم.
اما هیچ یک از دو مدل عالی نیستند و هر برتریای که S26 اولترا ممکن است داشته باشد، ناچیز است.
حالت تمام رزولوشن (Full-res) دوربین فوق عریض پتانسیلی برای استخراج جزئیات اضافی در شرایط نوری خوب فضای باز دارد و به نظر ما ارزش دارد که گاهی برای ثبت صحنههای خاص آن را امتحان کنید.
فاصله نزدیک
با گذار از نسل ۲۵ به ۲۶، سری گلکسی اولترا باریکتر شد، اما قابلیت فوکوس نزدیک خود را به طور کلی از دست داد.
حداقل فاصله فوکوس دوربین اصلی اکنون ۱۸ سانتیمتر است (در مقابل ۸ سانتیمتر در مدل قدیمی).
دوربین تله فوتو ۵ برابری نیز حداقل فاصله فوکوس خود را دو برابر کرده و به ۵۲ سانتیمتر رسانده است.
دوربین تله فوتو ۳ برابری نیز مقداری از قابلیت فوکوس نزدیک خود را از دست داده است، اما با تغییر از ۱۸ به ۲۲ سانتیمتر، این افت چندان بزرگ نیست.
علاوه بر این، با توجه به سنسور کوچک و کیفیت تصویر نه چندان دلگرم کنندهاش، در هر صورت آخرین انتخاب ما برای عکاسی به سبک ماکرو بود.
گلکسی S25 اولترا نیز در این زمینه بهترین نیست، اما به طور قابل توجهی بهتر از مدل جدید عمل میکند.
سلفی
دوربین سلفی گلکسی S26 اولترا هیجان بیشتری را به همراه دارد؛ ماژولی که از قبل نیز بسیار عالی بود، اکنون با لنزی جدید و عریضتر بهبود یافته است.
در واقع، ما عکسهای فوق العادهای با شارپنس عالی، دامنه دینامیکی گسترده و خروجی رنگهای زنده دریافت میکنیم.
دوربینهای سلفی سامسونگ مدتی است که به فوکوس خودکار (AF) مجهز شدهاند و این مدل نیز از آن بهره مند است که منجر به ثبت کلوزآپهایی در کلاس برتر میشود.
حتی عملکرد آن در نور کم نیز خیلی خوب است، به ویژه با توجه به سنسور کوچک آن.
تفاوتهای معنادار بین دو نسل گوشیهای گلکسی اندک و پراکنده هستند و عکسهای سلفی عریضتر در مدل جدید را میتوان در فهرست این تفاوتها قرار داد.
در غیر این صورت، عکسهای مدل جدید بسیار مشابه سری قبلی هستند، اما به شما امکان میدهند افراد بیشتری را در کادر جای دهید یا زمینه محیطی بیشتری را اطراف خود نشان دهید.
اگر اهل سلفی گرفتن هستید، S26 اولترا باید گزینه بهتری باشد.
کیفیت تصاویر در نور کم
سامسونگ امسال بار دیگر از اپل تقلید کرده و نحوه عملکرد «حالت شب» (Night Mode) را در S26 اولترا باز طراحی نموده است.
به طور دقیق، حالت شب اختصاصی وجود ندارد؛ در عوض، پیاده سازی خودکاری وجود دارد که زمانی که گوشی آن را مناسب تشخیص دهد، ظاهر میشود.
نوعی آستانه نوری وجود دارد که زیر آن، امکان استفاده از حالت شب نمایش داده میشود، اما این به معنای فعال بودن آن نیست.
تنها زمانی که آیکون زرد شود، پردازش حالت شب عمل خواهد کرد.
شما میتوانید آن را از طریق آیکونی که در نمایاب ظاهر میشود غیرفعال کنید، یا با استفاده از همان آیکون، آن را از حالت خودکار به سطح بالاتری ببرید.
با این حال، نمیتوانید حالت شب را به زور فعال کنید اگر گوشی فکر کند که نباید درگیر شود.
گوشی های قبلی نیز رفتار خودکار حالت شب را در حالت عکاسی (Photo Mode) داشتند و میتوانستید آن را خاموش کنید، اما فقط یک «سطح» وجود داشت.
اگر گوشی حالت شب خودکار را اجرا نمیکرد، همیشه میتوانستید حالت شب مستقل را اجرا کنید.
با توجه به اینکه گوشیهای گلکسی تمایل زیادی به اعمال پردازش حالت شب ندارند و تصاویر بدون آن چندان عالی نیستند، داشتن گزینهای برای اجبار به روشن شدن آن بسیار خوشایند بود.
اکنون ما کنترل کمتری بر فرآیند داریم و با عملکرد خودکاری مواجه هستیم که همچنان غیرقابلاعتماد است.
دوربین اصلی
با رفع این مقدمه، باید گفت که عکسهای گرفته شده با دوربین اصلی S26 اولترا در حالت خودکار خوب به نظر میرسند.
نوردهیها به خوبی تنظیم شدهاند و دامنه دینامیکی عالی است.
تراز سفیدی دقیق است و رنگها از سطح جذابیت و شادابی بالایی برخوردارند.
با این حال، جزئیات در سراسر تصویر کمی نرم هستند؛ به ویژه در سایهها، اما به طور کلی نیز این موضوع مشهود است.
این جنبه ای است که دوست داریم بهبود یابد؛ نه اینکه وضعیت بد باشد، اما احساس میکنیم پتانسیل بهتر شدن وجود دارد.
از نظر فنی، میتوانید پردازش حالت شب (Night Mode) را افزایش دهید تا نتایج بهتری کسب کنید.
نتایج حالت خودکار بین S26 اولترا و S25 اولترا قابلمقایسه است؛ نمیتوان گفت که هیچ یک برتری مشخصی دارند.
برای آنچه ارزش دارد، باز تولید حالت شب در مدل جدید جزئیات کمی بیشتری را حفظ میکند، در حالی که S25 اولترا بیشتر مستعد مسطح کردن بافتها و ایجاد ظاهری پلاستیکی در آنهاست.
در زوم ۲ برابری، نتایج خودکار دوربین اصلی کمی بیروح، نرم و نویزی به نظر میرسند؛ این توصیف بد به نظر میرسد، اما بیشتر به این معناست که پتانسیلی وجود دارد که هدر رفته است.
ما استدلال میکنیم که S26 اولترا در حفظ بافتها در زوم ۲ برابری کمی بهتر از مدل قدیمی عمل میکند، اما این تفاوت به هیچ وجه تحولآفرین نیست.
دوربین تله فوتو 3x
دوربین تله فوتوی کوتاه (زوم ۳ برابری) از نظر تراز سفیدی عملکرد قابل قبولی دارد، اما کمی از کم رنگی (Desaturation) رنج میبرد و کلیت تصاویر حالتی تخت و بیروح دارند.
این دوربین بهتر از دوربین زوم ۳ برابری نسل قبلی نیست.
سنسور گلکسی S25 اولترا تنها کمی بزرگتر است و عکسهای آن نیز اندکی بهتر هستند، اما ما خوشحال میشدیم اگر دوربینهای نسل جدید تصاویر برتری ارائه میدادند، نه اینکه وضعیت برعکس باشد.
دوربین تله فوتو 5x
دوربین تله فوتو ۵ برابری در تاریکی عملکرد خوبی دارد؛ هر چند باز هم یک عملکرد خیرهکننده و متمایز نیست.
این دوربین جزئیات خوبی را با باز تولیدی نرم و دانهدار ثبت میکند؛ درست مانند سایر دوربینها. دامنه دینامیکی گسترده است و رنگها دقیق هستند.
حالت شب (Night Mode) میتواند به صحنههای دلگیر جان ببخشد، اما هم زمان با حذف نویز، بافتها را نیز صاف میکند.
در مقایسه مستقیم با S25 اولترا، تصاویر بیشتر یا کمتر مشابه هستند، اگر چه در واقعیت این مدل قدیمی است که بافتهای بیشتری را در نمای ساختمانها حفظ میکند.
با زوم کردن تا ۱۰ برابری، میتوانید انتظار نتایج قابلاستفادهای را داشته باشید، اما نه نتایج عالی.
دوربین اولترا واید
دوربین فوق عریض (Ultra-wide) همان مسیر قبلی را ادامه میدهد و تصاویری نرم و دانهدار (نویزی) ثبت میکند که با این وجود، از نظر دامنه دینامیکی و رنگها مشکلی ندارند.
اگر حالت شب (Night Mode) را به حداکثر برسانید، بهبود قابل توجهی در جزئیات، وضوح و کنتراست مشاهده خواهید کرد.
تفاوت زیادی بین نتایج S26 اولترا و S25 اولترا در این بخش وجود ندارد؛ با این حال، در مقایسه مستقیم حالت شب با حالت شب، S26 اولترا پیروز میدان است.
فیلمبرداری
تغییرات چندانی در قابلیتهای فیلمبرداری نیز ایجاد نشده است، هر چند این قابلیتها از ابتدا آنقدر گسترده بودند که جای زیادی برای افزودن موارد جدید باقی نمانده بود.
حالت معمولی Video: گلکسی S26 اولترا میتواند با تمام دوربینهای خود (از جمله دوربین سلفی) تا کیفیت 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه فیلمبرداری کند.
گزینههای فیلمبرداری 8K با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه نیز در فواصل کانونی اصلی دوربینهای اصلی، فوقعریض و تله فوتو ۵ برابری در دسترس هستند.
حالت Pro Video چند گزینه دیگر را اضافه میکند. تنظیم نرخ فریم ۲۴ فریم بر ثانیه برای هر دو کیفیت 4K و 8K روی تمام دوربینها وجود دارد، هم چنین گزینه 4K با نرخ ۱۲۰ فریم بر ثانیه برای دوربینهای اصلی و فوق عریض در دسترس است.
تنظیم پیش فرض کدک ویدیویی، h.265 (HEVC) است و شما میتوانید بین اولویت دهی به کیفیت (حالت پیش فرض) یا حجم فایل کوچکتر انتخاب کنید.
به جای آن، میتوانید کدک قدیمیتر و کمبازدهتر h.264 را انتخاب کنید که در آن تنظیمات کیفیت اضافی وجود ندارد.
گزینه دیگری که امسال جدید است، کدک APV (Advanced Professional Video) توسعه یافته توسط سامسونگ است که امکان کدگذاری با کیفیت بالا و بدون افت محسوس را فراهم میکند.
این البته به معنای حجم فایلهای بسیار بزرگ است (۱.۵ گیگابایت برای یک دقیقه فیلمبرداری 1080p30، و احتمالاً شما کیفیت 4K را ترجیح میدهید).
سامسونگ در این حالت توصیه میکند که روی حافظه خارجی ضبط کنید.
گزینهای برای ضبط HDR 10 بیتی وجود دارد، هم چنین گزینه Log که میتواند هم برای حالت Pro Video و هم برای حالت معمولی Video فعال شود.
افزوده جدید امسال، انتخاب LUTهای از پیش بارگذاریشده (Standard, Blockbuster, Coming-of-age, Romance و Thriller) است.
این یک ویژگی است، اما گزینهای برای وارد کردن LUTهای شخصی وجود ندارد.
در حالت Pro، کنترل دقیقتری روی فوکوس و نوردهی (هم راه با ابزارهای Zebra و False Color) دارید، علاوه بر تنظیمات جهتگیری میکروفون و نشانگرهای سطح صدا.
لرزشگیر ویدیو در تمام حالتها و روی تمام دوربینها در دسترس است و میتوانید آن را در تنظیمات غیرفعال کنید اگر روشهای دیگری برای تضمین ثبات تصویر دارید.
ادعای بزرگ امسال، افزودن حالت «قفل افق» (Horizon Lock) به لرزشگیر است، جایی که گوشی بدون توجه به نحوه چرخش آن حول محور عمود بر صفحهاش، ویدیویی تراز ضبط میکند.
افراد در اینترنت گوشیهای گلکسی را به دریلهای برقی بستهاند تا این موضوع را نشان دهند.
گوشیهای موتورولا این ویژگی را از چندین نسل قبل داشتهاند و ما هنوز کاملاً مطمئن نیستیم که مورد استفاده عملی آن چیست.
در هر صورت، حداکثر رزولوشن در این حالت به 1440p محدود میشود.
فیلمهای 4K گرفته شده با دوربین اصلی S26 اولترا بسیار خوب هستند.
جزئیات عالی، رنگها زیبا و دامنه دینامیکی گسترده است.
کلیپهای زوم ۲ برابری همچنان از جزئیات معقولی برخوردارند و بهتر از اکثر رقبا هستند، هرچند مطمئن نیستیم که این تعریف بزرگی باشد.
دوربین تله فوتو ۳ برابری از نظر جزئیات متوسط است و دوربین ۵ برابری وضعیت خوبی دارد.
هر دو دوربین زوم از نظر ویژگیهای کلی ثبات فوقالعادهای را حفظ میکنند.
دوربین فوق عریض نیز از دور عالی عمل میکند، اما وقتی در نمای ۱:۱ بررسی شود، کمی نرم به نظر میرسد.
در تاریکی، تمام دوربینهای S26 اولترا از نظر نوردهی و دامنه دینامیکی عملکرد عالی دارند، تراز سفیدی آنها ثابت است و رنگها عالی به نظر میرسند.
همه چیز محکم و استوار است. با این حال، در سطح پیکسلی، اوضاع آنقدرها هم عالی نیست.
دوربین اصلی جزئیات را خوب حفظ میکند، اما آنها را با مقدار قابل توجهی نویز ترکیب میکند و سایههای آن کمی نرم هستند.
دوربین تله فوتوی کوتاه (۳ برابری) در سایهها بسیار نرم و نویزی است.
دوربین تله فوتو ۵ برابری عملکرد بسیار بهتری دارد.
دوربین اولتراواید نیز در زمینه خودش قابلقبول است.
تفاوتهای ظریفی بین دو نسل در شرایط تاریکی وجود دارد.
دوربین تله فوتو ۵ برابری در S26 اولترا به لطف طراحی اپتیکی سادهتر، با نورهای روشن بهتر کنار میآید.
در حالی که دوربین تله فوتو ۳ برابری در مدل قدیمی بهتر عمل میکند؛ اینجا جایی است که اندازه سنسور سرانجام تفاوت ایجاد میکند.
جالب اینکه S25 اولترا در زوم ۱ برابری و ۰.۶ برابری نیز اندکی بهتر است؛ این تفاوت ناچیز است، اما اگر دنبال آن بگردید، قابل مشاهده است.
لرزشگیر ویدیو در تمام دوربینها عالی است.
فیلمبرداری با دوربین اصلی هنگام راه رفتن، نتیجهای پایدار و بدون اثر ژلهای یا سایر اعوجاجها به شما میدهد.
حرکت پن (Panning) نرم و بدون انتقالهای ناگهانی است و فیلمبرداری از حالت ایستاده، حتی با دوربین تله فوتو ۵ برابری، شبیه به استفاده از سهپایه است.
حالت قفل افق نیز احتمالاً مفید است، اگر بتوانید کاربردی برای آن متصور شوید.
مقایسه
گلکسی S26 اولترا با قیمت پایه ۱,۴۵۰ یورو / ۱,۳۰۰ دلار / ۱,۲۸۰ پوند برای نسخه پایه ۱۲ گیگابایت رم و ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی عرضه میشود که هم اندازه قیمت گلکسی S25 اولترا در سال گذشته است.
با این حال، ارتقا به ظرفیتهای حافظه ۵۱۲ گیگابایت و ۱ ترابایت نسبت به قبل به طور قابل توجهی گرانتر شده است که ناشی از افزایش قیمت تراشههای حافظه است.
شیائومی ۱۷ اولترا تنها رقیب سری «اولترا» نخواهد بود که گوشی پرچمدار سامسونگ در سطح جهانی با آن مواجه میشود.
ویوو X300 اولترا و حتی اوپو Find X9 Ultra نیز در راه هستند.
اگر عملکرد دوربین ویوو X300 پرو و اوپو Find X9 پرو معیار باشد، به نظر میرسد مدلهای X300 اولترا و X9 اولترا بتوانند S26 اولترا را به راحتی شکست دهند.
گوشی شیائومی ۱۷ اولترا در جنبه های کلیدی مانند دوربین و عمر باتری (برای نام بردن چند مورد) عملکرد بهتری نسبت به S26 اولترا داشت.
خوشحالیم که میبینیم S26 اولترا سرانجام از نظر سرعت شارژ به رقبای خود رسیده است.
اما تمایل نداشتن سامسونگ به استفاده از باتریهای سیلیکون-کربن (Si/C) و ارتقای سختافزار دوربین با سنسور تله فوتوی بزرگتر، باعث شده است که گوشیهای سری S اولترا در نگاه علاقه مندان به فناوری، طی چند سال گذشته عقبتر از رقبا بمانند.
سامسونگ نسبت به این واقعیت بیتفاوت به نظر میرسد و سهم بازار آن نیز همین طور است.
در بازار کلیدی مانند ایالات متحده، غول فناوری کره جنوبی تنها باید نگران رقابت با اپل و گوگل باشد.
در بازار آمریکا، گلکسی S26 اولترا با موفقیت فاصله خود را با رقبایی مانند آیفون ۱۷ پرو مکس و گوگل پیکسل ۱۰ پرو ایکسال کاهش داده است.
در واقع، S26 اولترا از نظر شارژ سریع پیشتاز است و پیکسل را از نظر عملکرد تراشه، عمر باتری و صفحه نمایش پرامکانات شکست میدهد.
این همه قبل از آن است که حتی قلم S Pen را نیز در بحث مطرح کنیم.
همچنین فکر میکنیم گلکسی S25 اولترا همچنان در سال ۲۰۲۶ انتخابی مستحکم است.
با توجه به ارتقاهای محدود امسال و تعهد سامسونگ به پشتیبانی نرم افزاری طولانی مدت، S25 اولترا برای سالهای آینده انتخاب خوبی باقی خواهد ماند.
بنابراین، اگر انگیزه اصلی شما شارژ سریعتر یا نمایشگر حریم خصوصی (Privacy Display) نیست و میخواهید قابلیت عکاسی از نمای نزدیک (ماکرو) را حفظ کنید، بهتر است مدل اولترای سال گذشته را خریداری کرده و مقداری در هزینهها صرفهجویی کنید.
نتیجه گیری
علیرغم ارتقاهای سخت افزاری محدود، گلکسی S26 اولترا موفق شده است چندین بهبود معنادار را ارائه دهد.
نمایشگر حریم خصوصی (Privacy Display) جدید کاربردی به نظر میرسد و تجربه مشاهده تصویر را به طور محسوسی تحت تأثیر قرار نمیدهد.
شارژ سریعتر سرانجام این گوشی را به رقبایش نزدیک کرده است و عمر باتری نیز افزایش خوشایندی داشته است.
مانند همیشه، قلم S Pen همچنان ویژگی تعریفکننده سری اولترا باقی مانده است؛ قابلیتی که سامسونگ را از رقبا متمایز میکند.
برخی از ویژگیهای جدید هوش مصنوعی، همراه با بهبودهایی در قابلیتهای موجود، جالب توجه هستند.
با این حال، پشتیبانی محدود از زبانها به این معنی است که همه کاربران از آنها بهره مند نخواهند شد و بسیاری از این قابلیتها همچنان به برنامههای سیستمی خود سامسونگ محدود هستند.
حتی با وجود این بهبودها، S26 اولترا در چندین حوزه کلیدی برای برجسته شدن در میان رقبای اندرویدی خود دچار مشکل است.
برای مثال، تنزلهای جزئی دوربین که امسال مشاهده میکنیم، با توجه به اینکه S25 اولترا از قبل در عملکرد دوربین از برخی پرچمداران رقیب عقبتر بود، بسیار گیجکننده است.
ظرفیت محدود باتری نگرانی دیگری است که سامسونگ ممکن است نیاز داشته باشد هر چه سریعتر به آن رسیدگی کند، زیرا افزایشهای ناچیز در دوام باتری دیگر در این سطح کافی نیستند.
تغییر جنس فریم از تیتانیوم به آلومینیوم نیز کمی پس از آن رخ داد که اپل استفاده از تیتانیوم را در آیفونهای خود متوقف کرد.
از بسیاری جهات، به نظر میرسد این موضوع تم اصلی فرمول امسال سری اولترا باشد:
- پرهیز از جهشهای پرهزینه سخت افزاری،
- افزودن ارتقاهایی به اندازه کافی برای حفظ برابری با رقبا،
- تکیه شدید بر ویژگیهای هوش مصنوعی، جایی که سامسونگ در حال حاضر دست برتر را دارد.
اگر چند افزودنی جذاب برای تیتر اخبار مانند نمایشگر حریم خصوصی و قفل افق (Horizon Lock) را نیز اضافه کنید؛ مواردی که در مواد تبلیغاتی و کلیپهای شبکههای اجتماعی عالی به نظر میرسند؛ استراتژی کاملاً قابل درک میشود.
این یک ارتقای هیجانانگیز نیست، اما حتی با همین وضعیت، شرکت بار دیگر دستگاهی متعادل بدون نقصهای عمده و با چند ویژگی برجسته که رقبا هنوز کاملاً با آن برابری نمیکنند، ارائه داده است.
اینکه آیا این موارد برای توجیه قیمت پرچمداری بالاتر از ۱,۰۰۰ دلار/یورو کافی خواهد بود یا خیر، چیزی است که بازار در نهایت درباره آن تصمیم خواهد گرفت.
نقاط قوت
- طراحی باریکتر و سبکتر.
- صفحه نمایش عالی همیشگی، اکنون با نمایشگر حریم خصوصی جدید و جذاب.
- عمر باتری بهبود یافته با همان ظرفیت سلول قبلی.
- پیشتازی در ویژگیهای هوش مصنوعی موبایل.
- قابلیتهای شارژ بسیار سریعتر.
- بلندگوهایی با صدای بهتر.
- قلم S Pen همچنان یک ویژگی منحصر به فرد است.
- ویژگیهای جدید و جذاب برای علاقه مندان به فیلمبرداری.
نقاط ضعف
- رتبه بندی «پایه» IP68 – سایر گوشیهای اندرویدی دارای IP69 هستند و آیفونها میتوانند در عمق بیشتری مقاومت کنند.
- چگالی و ظرفیت باتری همچنان از استانداردهای روز عقبتر است.
- صفحه نمایش فاقد عمق بیت کامل، تکنولوژی کاهش نور PWM با فرکانس بالا و پشتیبانی از Dolby Vision است.
- سختافزار دوربین از بهترین گوشیهای دوربینمحور اندرویدی عقبتر است.
- پردازنده مرکزی (CPU) تحت بارهای طولانی مدت به شدت دچار افت عملکرد (Throttling) میشود.
منابع
https://www.gsmarena.com/samsung_galaxy_s26_ultra-review-2939.php































